مرتضى راوندى

281

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بدون بيم و هراس اسرار را فاش مىكرد و مذهب خود را كه دنبالهء نظر وحدت وجوديان بود ، آشكارا اظهار مىنمود ، سرانجام در نتيجهء كينهء متعصّبين ، ابو القاسم در گزينى ، وزير وقت ، او را به همين‌گونه اتهامات دستگير و چندى بعد از همدان به بغداد فرستاد . شهادت مردى آزادانديش : عين القضات در بغداد يك چند زندانى بود ، تا اينكه باز به دستور درگزينى او را به همدان آوردند و در همدان وى را در سال 525 هجرى در 33 سالگى در مقابل مدرسه‌اى كه ظاهرا محل تدريس او بود بردار كردند و سپس جسدش را با نفت و بوريا آتش زدند . به اين ترتيب عين القضاة در محيطى خفقان‌آميز ، در عنفوان شباب و قبل از آنكه مردم از ثمرات افكار و انديشه‌هاى او برخوردار گردند به دست متعصّبين و بدخواهان در ميان شعله‌هاى آتش جان سپرد . عين القضات به فارسى و عربى ، آثار متعدد دارد ، از آن جمله است : رسالهء جمالى ، تمهيدات ، رسالهء علايى ، مكتوبات : شامل تعدادى نامه‌هاى فلسفى و عرفانى خطاب به ياران و مريدان و شكوى الغريب عن الاوطان به عربى ، كه چند ماه قبل از مرگ ، در زندان بغداد نوشته است ؛ و نوعى نامهء سرگشاده است ، خطاب به علماى عصر ، كه مشحون است از نكات عرفانى و فلسفى كه در شكايت از بدخواهان نوشته و لحنى مؤثر و قوى دارد . عين القضات ، گذشته از تبحّر در حكمت و عرفان در شاعرى و نويسندگى قريحهء عالى داشته ، مجموعهء اشعار او نزهة العشّاق نام داشته است و رباعيات لطيف و عارفانه‌اى هم به دو منسوب است . مقام و منزلت عشق : اينك نمونه‌اى از نثر او از كتاب تمهيدات يا زبدة الحقايق « 1 » : « اى عزيز ، اين حديث را گوش دار كه مصطفى - عليه السلام - گفت : « « من عشق وعفّ ثمّ كتم فمات ، مات شهيدا » هركه عاشق شود و آنگاه عشق پنهان دارد و بر عشق بميرد شهيد باشد . اندر اين تمهيد عالم عشق را خواهيم گسترانيد . هرچند كه مىكوشم كه از عشق درگذرم ، عشق مرا شيفته و سرگردان مىدارد ، و با اين‌همه ، او غالب مىشود و من مغلوب . با عشق كى توانم كوشيد ؟ ! كارم اندر عشق مشكل مىشود * خان و مانم در سر دل مىشود هر زمان گويم كه بگريزم ز عشق * عشق پيش از من به منزل مىشود دريغا عشق ، فرض را هست همه‌كس را . دريغا ، اگر عشق خالق ندارى

--> ( 1 ) . نقل از تمهيدات عين القضاة به تصحيح دكتر عفيف عسيران چاپ دانشگاه تهران ص 96 - 104